تبليغاتX
یا ابن الحسن+مهدویت+امام زمان+یااباصالح

یا ابن الحسن+مهدویت+امام زمان+یااباصالح

امام مهربانی ها-امام زمان(عج)

لیست پایگاههای مهدویت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 9:10  توسط رضا روزبخش  | 

انقلاب درونی حضرت ولی عصر (عج)

 انقلاب دروني حضرت ولي عصر ( عج)

امام زمان

وقتي امام زمان ما و ولي عصرمان ظهور کرد چه خواهد کرد؟! برنامه هاي او چيست؟!! بسيار شنيده ايم که با ظهور او همه جا آباد مي شود و صلح و امنيّتي که همه بشريّت به دنبال آن است در جهان سايه مي افکند. دوستي و مهرباني در عالم فراگير مي شود و ... هزاران اتّفاق خوب ديگر!! امّا سؤال اين است که مولاي ما چگونه اين کارها را انجام مي دهد؟!! 

اين با كن فيكون اي است كه ولي عصر به اذن خدا انجام مي دهد. آن تحولاتي كه در انسان پديد مي آيد، اين كار حوزه و دانشگاه نيست! آن انقلابي كه در انسان رخنه مي كند، كار مدرسه و مكتب نيست!

 به تعبير  استاد علامه طباطبائي (رضوان الله تعالي عليه) به نقل از حضرت آيت الله جوادي آملي، امامان الهي، رهبري دل ها را به عهده دارند. خداوند درباره اولياء خاصّ خود چنين فرمود: «و جعلنا هم ائمه يهدون يامرنا؛ و آن ها را اماماني قرار داديم که به امر ما مردم را هدايت مي کنند.» يعني اين انبياي الهي، اين اولياي الهي را من رهبران فكري مردم قرار دادم. اينها مردم را با دستورات غيبي من هدايت مي كنند.« يهدون يامرنا؛ با امر ما هدايت مي کنند!»

 حالا سؤال اين امر ما يعني چي؟!!

يك امر ظاهري است كه اين هنگام ظهور پديد مي آيد و  تأسيس حكومت است، اجراي حدود است و مانند آن.

 يك امر ديگري است كه در بسياري از آيات قرآني چهره ملكوتي را نشان مي دهد كه« إنّما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون؛ همانا امر اوست که هنگامي که چيزي را اراده مي کند به او مي گويد باش پس مي باشد.»  اولياي الهي كه رهبران دل هاي مردم اند، يهدون بامرنا يند. يعني با كن فيكون كار مي كنند. يعني به اذن خدا مي گويند باش، پس مي باشد و در قلب و روح انسان ها تأثير مي گذارند. اگر كسي بخواهد منقلب بشود، از جهل به علم منقلب بشود، از ظلم به عدل منقلب بشود، از سوء خاتمه به حسن عاقبت منتقل بشود، از دوزخ به بهشت منتقل بشود، اين با كن فيكون اي است كه ولي عصر به اذن خدا انجام مي دهد. آن تحولاتي كه در انسان پديد مي آيد، اين كار حوزه و دانشگاه نيست! آن انقلابي كه در انسان رخنه مي كند، كار مدرسه و مكتب نيست! نمونه اي از آن انقلاب را در انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) ديده ايم كه كل مملكت عوض شد و نمونه بارز را در اين دفاع مقدس هشت ساله ديده ايم كه طبق بيان نوراني امام سجاد (سلام الله عليه) هيچ پدري به فكر فرزند نبود و هيچ شوهري به فكر همسر نبود، دعاي امام سجاد چهره ملكوتي دارد. اينها يهدون بامرنايند. آنكه فرزند خردسالش را مي بويد و مي بوسد و براي هميشه رها مي كند و به خط مقدم مي رود، اين با تحول دروني قلب است و ديگر هيچ! اين با درس و بحث پديد نمي آيد! اگر آن شور و شوق نبود كه اين مملكت محفوظ نبود!

در روايات درباره اصحاب حضرت ولي عصر دارد: كهن سال و سالمند در بين اصحاب ولي عصر مثل نمك طعام است! يعني بسيار كم است. غالب اصحاب ولي عصر (ارواحنا فداه) را نسل جوان تشكيل مي دهند، اين ها كه اشتياق شان در ظاهر به امور مادّي زياد است، براساس يهدون بامرناي ولي عصر متحول مي شوند.

 با كن فيكون متحول مي شوند. وگرنه اين جهان رهبران فراواني ديده است كه گاهي نهصد و پنجاه سال رنج كشيدند، ولي طرفي نبستند و کاري از پيش نبردند.

تا وجود مبارك ولي عصر نباشد و دل ها را متحول نكند، حكومت جهاني پديد نمي آيد!

بسيار شنيده ايم که با ظهور او همه جا آباد مي شود و صلح و امنيّتي که همه بشريّت به دنبال آن است در جهان سايه مي افکند. دوستي و مهرباني در عالم فراگير مي شود و ... هزاران اتّفاق خوب ديگر!! امّا سؤال اين است که مولاي ما چگونه اين کارها را انجام مي دهد؟!!

پروردگارا به ما  توفيق ده تا وجود مبارك ولي مان را درست بشناسيم و  برنامه هاي حكومت و دولت آن حضرت را درست ارزيابي كنيم و وظيفه خود را در عصر غيبت كه احياي امر آن حضرت است عمل كنيم. آنگاه قلب ما شايسته آن بشود كه مجراي فيض ولي مان قرار گيرد و جزء يهدون بامرنا بشود. وقتي قلب هدايت شود، قالب و بدن هم به دنبال قلب هدايت شده حركت مي كند!

شناخت يار

يار

هميشه مي خواهيم او را بشناسيم چون دوستش داريم. او امام ماست و ما دل در گرو مهرش داريم. امّا به راستي چگونه مي توان او را شناخت؟!

جوابمان مي دهد استاد...

مثل هميشه!

وقتي ما مي توانيم حضرت مهدي(عج) را بشناسيم كه معناي خلافت الهي را شناخته باشيم. چون برجسته ترين لقب حضرت که انسان كامل است، اين است كه او خليفه خداست. خليفه و جانشين کسي همواره در زمان غيبت او ظهور دارد. اگر كسي در جائي نباشد و غايب باشد، كسي كه جاي او بنشيند و كار او را انجام دهد، مي شود خليفه او. ولي اگر موجودي باشد که غيبت نداشته باشد و همه جا حضور داشته باشد، در اين صورت يا چنين موجودي اصلاً خليفه(جانشين) ندارد، يا خليفه و جانشين او مظهر تامّ اوست كه همه جا به اذن او حضور و ظهور دارد. چون خود خداوند از انسان كامل به عنوان خليفه ياد كرده است، معلوم مي شود انسان كامل مقامي دارد كه مي تواند مظهر همه اسماي حسناي خدا باشد. اين مظهر هو الأول و الآخر(1)؛ «اوست اول و آخر»، اين مظهر هو الظاهر و الباطن(2)؛ «اوست ظاهر و باطن»، اين مظهر هو معكم أين ما كنتم(3)؛« و خداوند با شماست هر کجا باشيد.»، شايسته آن است كه خليفه خدا باشد. حقيقت چنين موجودي را جز آفريدگار او و جز ساير انسان هاي كامل كسي نمي شناسد! آنچه كه مربوط به وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه) است، همان مقام والاي خلافت و جانشيني خداست كه همه جا حضور و ظهور دارد. چون همه جا حضور و ظهور دارد، در همه مراحل از لطف و فيض خاص خدا برخوردار است. چنين موجودي گاهي به صورت امام و گاهي به صورت پيغمبر معرفي مي شود. چنين انساني برتر از فرشته است؛ زيرا پيام هر فرشته اين است: ما منّا الا و له مقام معلوم(4)؛ «و هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبه‏اى معين است.»

 اگر موجودي باشد که غيبت نداشته باشد و همه جا حضور داشته باشد، در اين صورت يا چنين موجودي اصلاً خليفه(جانشين) ندارد، يا خليفه و جانشين او مظهر تامّ اوست كه همه جا به اذن او حضور و ظهور دارد.

 لذا فرشته توان آن را ندارد كه خليفه خدايي باشد كه بكل شيء محيط(5)؛ «او به هر چيزى احاطه دارد است» و علي كل شيء شهيد(6)؛ «خدا همواره بر هر چيزى گواه است.» امّا اين انسان كامل در همه جا مظهر خداست، خدا هم به تمام شئون او درود مي فرستد؛ گاهي به اين صورت بيان مي كند كه سلام علي نوح في العالمين(7)؛ «درود بر نوح در ميان جهانيان». يعني در تمام مراتب هستي سلام و درود بر روان پاك نوح باد! گاهي اين سلام عالمي و جهاني را باز مي كند و تفصيل مي دهد، نظير آنچه درباره يحيي و عيسي (عليهم السلام) آمده است كه: سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حياً(8)؛ «و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه مى‏ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شود.» يا والسلام علي يوم ولدت و يوم أموت و يوم ابعث حياً. يعني اين موجود در عالم طبيعت، مورد سلامت و تسليم حق است. اين موجود در دنيا و برزخ و قيامت مورد تسليم حق است، اين موجود در گذشته و حال و آينده مورد سلام و تسليم الهي است. گاهي همين معنا كه درباره نوح ذكر شد  يا همين معنا كه درباره يحيي و عيسي (عليهم الصلاه و عليهم السلام) ذكر شد، در زيارت آل ياسين كه از برجسته ترين زيارات وجود مبارك ولي عصر است، ديده مي شود. به پيشگاه آن حضرت چنين عرض مي كنيم كه سلام بر تو آن وقتي كه ركوع مي روي، سلام بر تو آن وقتي كه سجده مي كني، سلام بر تو آن وقتي كه نماز مي خواني، سلام بر تو آن وقت كه قرآن قرائت مي كني! و السلام عليك حين تقوم، السلام عليك حين تقرء و تبين، و السلام عليك حين تركع و تسجد، والسلام عليك في آناء ليلك و اطراف نهارك.(9)

هميشه مي خواهيم او را بشناسيم چون دوستش داريم. او امام ماست و ما دل در گرو مهرش داريم. امّا به راستي چگونه مي توان او را شناخت؟!

يعني بر تمام مراتب تو سلام! بر تمام حالات تو سلام! بر تمام تعليم و تزكيه تو سلام! بر تمام قيام و قعود تو سلام! چون تو خليفه خدائي، چون تو شايسته سلامي. ولي العصر في العالمين هستي و شايسته همان سلام يحيي و عيسي. چنين انسان كاملي مي شود خليفه خدا. 

ما منتظریم یا جاهل؟!!

امام زمان(عج)

 وظیفه مردم و امت اسلامی در عصر غیبت چیست؟

 برای پاسخ به این پرسش بایستی امام را بشناسیم تا بدانیم چه وظایفی در قبال او بر عهده ماست! ما در مقالات پیشین بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به نقل از سایت کیهان (با تصرّف و تلخیص) را آوردیم و به این بحث پرداختیم و در شناخت یار غایب از نظر توضیحاتی را ارائه نمودیم. د رواقع این وظیفه بعد از آن معرفت فراهم می شود. ما از چیزی پاس می داریم كه او را بشناسیم. منتظر شیء یا شخصی هستیم كه او را بشناسیم.

فرق ما با دیگران این است كه ما به مهدی موجود موعود معتقدیم و گرنه كدام مسلمان غیرشیعه است كه به مهدی موعود معتقد نباشد! در پایان زمان و آخر الزمان انسان وارسته ای ظهور می كند، نام مباركش كذا لقب پربركتش مهدی، به اسم قیام ظهور می كند، این را غالب مسلمین معتقدند. اما خصیصه ما امامیه و اثنی عشریه این است که معتقدیم به مهدی موجود موعود (علیه و علی آبائه آلاف التحیه والثناء).

اگر او را درست شناختیم، منتظر او خواهیم بود و اگر او را نشناختیم، منتظر نیستیم. اما از طرف دیگر، اگر كسی منتظر نبود، حیات معقول ندارد و باید گفت زنده نیست. انسان در عصر غیبت یا منتظر است، یا گرفتار جاهلیت. ما در عصر غیبت شق سوم و قسم سوم نداریم. یا مردم منتظران راستین ظهور ولی عصر (ارواحنا فداه)اند، یا اگر منتظر نشدند، در جاهلیت به سر می برند. استدلال این مسئله این است:

 این سخن به تعبیرات گوناگون از همه معصومین (علیهم الصلاه و علیهم السلام) رسیده است كه زمین بی حجت نخواهد بود و اگر این حجت نباشد زمین متلاشی می شود: «لولا الحجّة لساخت الارض؛ اگر حجّت الهی نبود زمین متلاشی می شد.» (18). این حجت فقهی نیست. این حجت اصولی هم نیست. این ظاهر یك آیه یا یك ظاهر حدیث نیست. این اجماع یا شهرت نیست. منظور از این حجت خلیفه خدا، انسان كامل، مظهر اسم اعظم است كه هم تشریع از اوست به اذن خدا و هم تكوین از اوست به اذن خدا. اگر چنین رابطه ای رخت بربندد، فیض به مردم نمی رسد، ساخت الارض باهلها؛ «زمین با اهلش متلاشی می شود.»  

مهماندار همه فرشتگان كه در شب قدر نازل می شوند وجود مبارك ولی عصر (أرواحنا فداه) است، اگر ما او را درست بشناسیم و منتظر او باشیم، حتما فیض فرشتگان فرو آمده به ما هم می رسد.

در سوره انبیاء خداوند متعال اهمیت توحید را بیان می كند كه می فرماید: اگر توحید نباشد و شرك در عالم حكومت كند، زمین و آسمان را فساد و تباهی در بر می گیرد.« لوكان فیهما الهه الاالله لفسدتا؛ اگر در آسمان و زمین غیر از خدا حکم براند، هر دو فاسد می شوند.»(19). این نصوص مظهریت همان آیه سوره انبیاء را تبیین می كند. یعنی اگر گیرنده فیض از طرف خدا  نباشد و رساننده فیض از طرف خدا نباشد و این رابطه قطع شود، فیض به انسان ها نمی رسد. وقتی فیض به انسان و اهل زمین نرسید، این زمین رخت برمی بندد. اینكه گفتند: احیاناً شب نیمه شعبان شب قدر است، برای آن است كه وقتی چنین عنصر كاملی، انسان كاملی ظهور می كند، آن رابطه خاص و فیض رسانی خداوند متعال تجلّی مخصوص دارد. گرچه سراسر جهان هستی تجلّی خداست؛ اما شب قدر جای نزول قرآن است، مقدرات تقدیر می شود.

شب نیمه شعبان جای میلاد ولی عصر است، مقدرات تدوین می شوند. مقدمات اولیه مقدرات در نیمه شعبان، تعقیب اش در نوزده ماه مبارك، تكمیل نیمه نهایی اش در 21 ماه مبارك رمضان و تكمیل تام اش در بیست و سوم ماه مبارك!

شبی كه امام به دنیا می آید، مثل شبی كه قرآن نازل می شود، حرمت قدر دارد. و اگر حرمت قدر دارد، فرشتگان در شب قدر نازل می شوند. مهماندار همه فرشتگان كه در شب قدر نازل می شوند وجود مبارك ولی عصر (أرواحنا فداه) است، اگر ما او را درست بشناسیم و منتظر او باشیم، حتما فیض فرشتگان فرو آمده به ما هم می رسد. تنها خواسته ما در چنین شبی این نباشد كه بیماران را شفا بدهند یا مشكلات مالی را حل كنند. مخصوصا طلاب علوم عالم ربانی شدن، مؤلف خوب شدن، محقق خوب شدن، فقیه خوب شدن، مفسر خوب شدن، حكیم خوب شدن، متكلم خوب شدن را در این شب ها ازخداوند متعال به بركت مولود میلاد بخواهید. استقرار نظام، دوام نظام، گسترش نظام، تحكیم نظام در سراسر گیتی را از خداوند متعال مسئلت كنید. همت های بلند مایه استجابت دعاها خواهد بود.به هر تقدیر ما وقتی منتظر آن حضرتیم كه حضرت را بشناسیم. وقتی حضرت را می شناسیم كه بدانیم در هر عصری انسان كامل موجود هست. تنهامهدی موعود نیست كه دیگران هم معتقدند! فرق ما با دیگران این است كه ما به مهدی موجود موعود معتقدیم و گرنه كدام مسلمان غیرشیعه است كه به مهدی موعود معتقد نباشد! در پایان زمان و آخر الزمان انسان وارسته ای ظهور می كند، نام مباركش كذا لقب پربركتش مهدی، به اسم قیام ظهور می كند، این را غالب مسلمین معتقدند. اما خصیصه ما امامیه و اثنی عشریه این است که معتقدیم به مهدی موجود موعود (علیه و علی آبائه آلاف التحیه والثناء). پس چنین انسانی موجود است:

 اولاً كه هیچ عصری از چنین انسانی خالی نیست، وگرنه لساخت الأرض بأهلها.

 و ثانیاً در بسیاری از روایات آمده است كه زمین از حضور حجتی از ما خالی نیست كه مبادا كسی حجت را به معنای جامع و شامل معنا كند. فرمودند: از خاندان ماست، از ماست، پس یعنی:

هرگز زمانی نمی آید كه زمین از ما خالی باشد!

اگه اونو نشناسیم ...

تفکّر

همه ما بارها این حدیث شریف را شنیده ایم که می فرماید: 

«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتتاً جاهلیةً؛ اگر كسی بمیرد و ولی عصرش را نشناسد، مرگ او، مرگ جاهلیت است.»

امّا تا به حال چند بار به آن فکر کرده ایم؟!! نکند ما هم از جمله کسانی باشیم که به مرگ جاهلیّت از این جهان رخت بربندیم؟؟!! اصلاً تا حالا فکر کردیم که چرا اگر کسی امام زمانش را نشناسد مرگش موت جاهلی می شود؟؟! چه ارتباطی میان این دو وجود دارد؟!! علّت این امر را آیت الله جوادی آملی برایمان می گوید:

چون مرگ عصاره حیات است، اگر مرگ جاهلیت بود، یقیناً حیات، حیات جاهلی است. ممكن نیست حیات معقول و پر برکت باشد و مرگ جاهلی! «كما تعیشون تموتون!؛ همان طور که زندگی می کنید می میرید.» اگر مرگ جاهلیت شد، نشان می دهد كه حیات، حیات جاهلی است.خوب، اگر كسی امامش را نشناسد، منتظر او نیست و اگر منتظر او نبود، حیات او حیات جاهلی است. در جاهلیت به سر می برد. ما جاهلیم یا منتظر؟!! ممكن است كسی به حسب ظاهر در خدمت قرآن باشد، در مسجد پیغمبر باشد، در جایگاه پیغمبر نماز بخواند، ولی حیات او حیات جاهلیت باشد! فاطمه كبری، فاطمه زهرا، سیده نساء عالمیان (علیها آلاف التحیه والثناء) در هنگام تلاش برای باز پس گرفتن حق خلافت و ولایت در مسجد مدینه چنین فرمود: أفحكم الجاهلیه یبغون و من احسن من الله حكماً لقوم یوقنون؛ آیا به حکم جاهلیّت رضایت می دهید و چه کسی برای مردمی که یقین دارند از حکم الهی برتر است؟»

امّا تا به حال چند بار به آن فکر کرده ایم؟!! نکند ما هم از جمله کسانی باشیم که به مرگ جاهلیّت از این جهان رخت بربندیم؟؟!! اصلاً تا حالا فکر کردیم که چرا اگر کسی امام زمانش را نشناسد مرگش موت جاهلی می شود؟؟! چه ارتباطی میان این دو وجود دارد؟!!

چون اگر كسی امام زمانش را نشناسد، یقیناً منتظر او هم نخواهد بود. وقتی نشناخت و منتظر نبود، حیات او می شود حیات جاهلیت و چون حیاتش حیات جاهلی است، مرگ او هم مرگ جاهلیّت است. ولی وقتی امامش را شناخت كه او همه كارهای ما را به اذن خدا می داند، چنین انسانی منتظر اوست. پس از همه نظر خود را آماده می کند چه از نظر معنوی و پاکیزگی روحی و چه از نظر جسمی و ابزار آلات نظامی و دفاعی.

حالا این کلام گوهر بار رهبر عزیزمان نیز معنادارتر می شود که وظیفه جوانان را تحصیل، تهذیب، ورزش دانستند!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 8:53  توسط رضا روزبخش  | 

زندگی نامه امام صادق(ع)

زندگی نامه امام صادق(ع)

http://zariat.blogfa.com/page/17.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 8:46  توسط رضا روزبخش  | 

امام زمان-مهدی (عج)

شناسنامه حقیقی انسان

جوادی

توجه :  نه اشتباه باز نكردی. این مطلب به تو خواهد گفت كه آن شناسنامه‌ی كاغذی، شناسنامه‌ی واقعی تو نیست و فقط به درد كوپن گرفتن می‌خورد...  بخوانید تا بدانید!

 ... اگر از ما سئوال بكنند شما چه حقی دارید كه خونبهای حسین بن علی را طلب بكنید، پاسخش این است كه ما بچّه‌های أبا عبدالله هستیم، او پدر ما بود. این دین، ما را فرزند امام معرفی می‌كند.

هر كدام از ماها یك شناسنامه‌ای داریم كه پدر و مادر ما آن شناسنامه را برای ما گرفته‌اند. كه نه دلیل فخر است، نه دلیل وهن. برای اینكه هر كسی با هویت خودش ساخته می‌شود، كاری به پدر و مادر ندارد. این پدر و مادر مال این مقطع است؛ وقتی انسان مرد، دیگر این رابطه كلاً قطع می‌شود.

یك هویت و شناسنامه‌ای دیگری هم هست كه خود ما باید با دست خودمان تدوین بكنیم؛ آن را دیگر اداره ثبت احوال به ما نمی‌دهد. عقائد و اخلاق و علوم و افكار خود ما آن را تدوین می‌كند؛ كه ما فرزند چه كسی هستیم، پدر ما چه كسی است، مادر ما چه كسی است و مانند آن.

این دوّمی را كه هویت واقعی ما و شناسنامه اصلی ماست، ائمه علیهم السّلام به ما آموختند كه ما حاضریم شما را به عنوان فرزندی قبول كنیم، شما بیائید بچّه‌های ما بشوید. در پایان سوره مباركه حج این چنین آمده است: مِلّتَ اَبیكُم اِبراهِیمَ، هُو سَمّاكُم المُسلِمین مِن قَبل 1. یعنی دین پدرتان ابراهیم را بگیرید.

هویت و شناسنامه ما كه فرزند چه كسی هستیم، با عقائد، اخلاق و اعمال ما ساخته می‌شود. آن وقت ما می‌شویم فرزند پیغمبر، فرزند علی بن أبیطالب. به جایی می‌رسیم، با اینكه سیّد نیستیم، می‌توانند به ما بگویند: السّلام علیك یا بن رسول الله!   این فخر نیست؟!

قرآن كریم« ابراهیم خلیل » را  به عنوان پدر ما معرفی كرده است؛ قهراً ما می‌توانیم فرزند ابراهیم خلیل باشیم. وقتی فرزند ابراهیم خلیل شدیم، فرزند موسای كلیم خواهیم بود تا می‌رسیم به وجود مبارك پیامبر و حضرت امیر؛ كه این دو بزرگوار فرمودند، مخصوصاً وجود مبارك رسول خدا: «أنا و علیأ ابوا هذ ه الامّة»2. من و علی این جوانها و این مردها و این دخترها را به عنوان فرزندی قبول داریم... پس ما می‌توانیم در این شناسنامه فرزند علی بن أبیطالب بشویم . این راه باز است؛ اگر ما شدیم فرزند علی بن أبیطالب، وجود مبارك فاطمه زهرا (س) هم می‌شود مادر ما!

این شناسنامه اینطور نیست كه با مرگ ببرند اداره ثبت احوال و مهر باطل بر آن بزنند كه این تمام شد! آن شناسنامه‌هایی كه خودمان گرفتیم، فقط به درد كوپن می‌خورد! كجا ثبت نام بكنیم، كجا ثبت نام نكنیم؛ همین. وقتی هم كه مردیم، این را مهر باطل می‌زنند؛ تمام شد، می‌شود كاغذ باطله.

امّا این هویت و شناسنامه كه ما فرزند چه كسی هستیم، پدر ما كیست، مادر ما كیست؛ این با عقائد ما، با اخلاق ما، با اعمال ما ساخته می‌شود. سطور و كلمات این شناسنامه را عقائد ما، اخلاق ما، اعمال ما مشخص می‌كند. آن وقت ما می‌شویم فرزند پیغمبر، فرزند علی بن أبیطالب. ما به جایی می‌رسیم، با اینكه سیّد نیستیم، می‌توانند به ما بگویند: السّلام علیك یا بن رسول الله!   این فخر نیست؟!

پس این راه باز است. اگر این راه باز است، بیائیم این راه را برویم. راهی نرویم كه تمام هویت ما با مرگ باطل شود. راهی برویم كه با هویت ما آن شناسنامه شفافتر شود...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

وظايف منتظران ظهور
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟

در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية».
 «هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،
و) زيارت آل ياسين.
جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود
تعجيل ظهور

چه چيزهايى موجب نزديكتر شدن ظهور امام زمان (عليه السلام) مى شود؟
زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام
 زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم:
 «  انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما  اخرّت ولا تأخير ما عجلت » 
 « اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى. »
امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود.
پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد.
يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است.
در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند:
«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست.
در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند:
 « الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء »
«  دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن.  »
آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال ما

 آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟
بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ى ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند.
قرآن مجيد مى فرمايد:
( وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون ... ) سوره توبه ، آيه  105.
 بگو: هر عملى مى خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مى بينند ...
در رواياتى كه در تفسير آيه آمده است، گفته شده كه مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ى معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امرى مسلّم است، ولى چگونگى حصول اين عمل از راه هاى مختلفى است از جمله:
1 ـ خداى تبارك و تعالى به ايشان چشمى داده است كه همه چيز را مى بينند. حضرت عيسى (عليه السلام) ـ كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مى آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند ـ طبق گفته ى قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره كرده بودند و آنچه مى خوردند خبر مى داد، بدون اين كه آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49. با توجه به اين كه مقام حضرت مهدى (عليه السلام) از حضرت عيسى (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهى دارد.
2 ـ ملائكه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مى شوند و نامه ى اعمال بندگان را به حضرت مهدى (عليه السلام) عرضه مى كنند. در روايات آمده است كه هفته اى دو بار نامه ى اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مى شود. در برخى از روايات مى خوانيم كه در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه نامه ى اعمال بندگان به حضرت عرضه مى شود
 « ان الاعمال تعرض على النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فى كل اثنين و خميس فيعلمها وكذلك تعرض على الائمة (عليه السلام) فيعرفونها ».
 بحارالانوار، ج 5، ص 329.
3 ـ ملائكه بر حضرت نازل مى شوند و اين علوم را بر ايشان القا مى كنند. غير از اين راه ها، ممكن است راه هاى ديگرى هم باشد كه ما از آن ها بى خبريم. البته اين علم و آگاهى حضرت، به اعمال و رفتار ظاهرى ما منحصر نمى شود، بلكه آن بزرگوار از نيت هاى ما هم آگاه است

نامه چارلي به دخترشخیلی جالب وخواندنی

http://zariat.blogfa.com/page/3.aspx

خدايا : عقيده ام را از دست عقده ام  مصون دار.

خدايا : به من قدرت تحمل عقيده مخالف را ارزاني  کن .

خدايا: رشد عقلي و علمي ، مرا از فضيلت،تعصب، احساس و اشراق محروم نسازد.

خدايا: مرا همواره ، آگاه و هوشيار دار،تا قبل از شناختن درست کسي يا فکري_ مثبت يا منفي_قضاوت نکنم .

خدايا : جهل آ ميخته با خودخواهي و حسد ، مرا ، رايگان، ابزار قتاله دشمن ، براي حمله به دوست ، نسازد .

خدايا شهرت ،مني را که :مي خواهم باشم ،قرباني مني که : مي خواهند باشم ، نکند.

خدايا : خود خواهي را چندان در من بکش ، يا بر کش ،تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم، و از آن در رنج نباشم.

خدايا: به من تقواي ستيز بياموز ، تا در انبوه مسئوليت ، نلغزم و از تقواي برهيز مصونم دار تا در خلوت عزلت نبِوسم.خدايا: به من توفيق تلاش ، در شکست ؛صبر ، در نوميدي ؛ رفتن ، بي همراه ؛ جهاد، بي سلاح ؛کار ، بي بِاداش؛فداکاري ، در سکوت ؛ دين ، بي دنيا ؛ مذهب ، بي عوام ؛عظمت ، بي نام ؛ خدمت ، بي نان ؛ ايمان ، بي ريا ؛خوبي ، بي نمود ؛گستاخي، بي خامي ؛مناعت ، بي غرور ؛عشق ، بي هوس؛

تنهايي، در انبوه جمعيت ؛ دوست داشتن ، بي آنکه دوست بداند؛ روزي کن .

 آيا نام حضرت مهدى (عليه السلام) در قرآن آمده است؟

http://zariat.blogfa.com/page/1.aspx

آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟

http://zariat.blogfa.com/page/2.aspx

عکسهایی از جمکران زیبا

http://www.jamkaran.info/fa/album/wallpaper.aspx

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 9:21  توسط رضا روزبخش  | 

بسیجی شهید ابوالفضل سپهر

شهيد ابوالفضل سپهربسيجي شهيد ابوالفضل سپهر

 

 

شعرهاي زيبايي از شهيد بزرگوار.

صلوات يادت نره

http://zariat.blogfa.com/page/13.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:45  توسط رضا روزبخش  | 

دانلود+مداحی+مرثیه+موسیقی+امام زمان+دانلود

 سایتتخصصیآپلودعکس وتصویروبلاگهایایرانی

 

 

 دانلود

 

 رضا روزبخش

 

برنامه شماره 40: خورشید پنهان (دروس مهدویت)

  مهدویت و ظهور

این کتاب ۱۸ درس مهدویت بر مبنای آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام می باشد.

دریافت فایل حجم فایل ۲۲۹ کیلوبایت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 15:17  توسط رضا روزبخش  | 

چه آسان یکدیگر را روانه ی قبرستان می کنیم

http://zariat.blogfa.com/page/10.aspx

 

مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری

http://www.women.gov.ir/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:18  توسط رضا روزبخش  | 

پاسخهای امام رضا(ع) به سوالات

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 9:30  توسط رضا روزبخش  | 

وصيت نامه ي شهيد محمدابراهيم نظري

وصيت نامه ي شهيد محمدابراهيم نظري

http://khanik.ir/pages/shahid-n.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 9:54  توسط رضا روزبخش  | 

دانلود عكس ها+کتابخانه

دانلود عكس هاي سه بعدي از مكه و مدينه بسيار جذاب و زيبا از لينك زير

 

http://www.labbaik.ir/fa/image3D/index.htm

گالري رضا روزبخش
http://zariat.blogfa.com/page/12.aspx

دانلود وداحی+مراثی+موسیقی های مذهبی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 9:37  توسط رضا روزبخش  | 

پاسدار رشيد اسلام شهيد علي روزبخش

پاسدار رشيد اسلام،شهيد علي روزبخشپاسدار رشيد اسلام شهيد

علي روزبخش

 

 

 

 

 

 

 

نظر يادت نره.براي شادي ارواح طيبه شهدا صلوات

http://www.sobh.org/shohada/Mobareze-Mavade-mokhader/shahid.asp?id=6286&f=%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86

شهيد علي روزبخش


 

تاريخ تولد :1349

نام پدر :اسدالله

تاریخ شهادت : 26/12/1378

محل تولد :تهران /تهران

طول مدت حیات :29

محل شهادت :پاسگاه گل لانو

  مزار شهید :

علي در سال 1349 در شهر تهران متولد شد. چندي بعد به همراه خانواده به شهر مقدس مشهد مهاجرت کرد و مدتي بعد در شهر فردوس ساکن شد. او تحصيلات خود را تا اخذ مدرک ديپلم ادامه داد.
در زمان جنگ تحميلي بارها بارها قصد سفر به ديار آتش و خون کرد اما سن کم مانع اعزام او شد تا آنجا که يکبار پوتين‌هاي بسيجي پدرش را پوشيد و با گذاشتن پنبه در داخل آن سعي کرد خود را بزرگتر از سن واقعي اش نشان دهد ولي مسئولين متوجه شدند و از اعزام او جلوگيري کردند. تقدير قصه ديگري را براي او رقم زد.
سال 1369 روزبخش لباس سبز سپاه پاسداران را بر تن کرد و در اولين حضورش در لشگر ويژه شهدا در غرب خدمات شاياني انجام داد. 8 ماه بعد بنابر تصميم مسئولين يگان ويژه شهدا به مشهد برگشت و در واحد مخابرات يکم ويژه شهدا خدمت را ادامه داد. سال 1374 ازدواج کرد و صاحب 2 فرزند به نامهاي هانيه و احسان شد.
سرانجام علي روزبخش در شب عيد قربان در تاريخ 26/12/1378 از فراز دکل مخابرات مرزي بر زمين افتاد. و در منطقه پاسگاه گل لانو در سن 29 سالگي به شهادت رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:29  توسط رضا روزبخش  | 

دعاي ديدن امام زمان(عج)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:19  توسط رضا روزبخش  | 

ولایت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:45  توسط رضا روزبخش  | 

زنگی نامه ائمه

زنگی نامه ائمه اطهار و معصومین (ع)کامل و جامع و خواندنی.حتماً یک سر به این جا بزنید

http://www.hawzah.net/per/e/paydefa.asp?url=start/paystart.htm

http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/maso_feh.html

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:38  توسط رضا روزبخش  | 

شعر آقاسي

خبر آمد ، خبري در راه است   سرخوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بياييد ، شايد   پرده از چهره گشايد ، شايد

با همه لحن خوش آوائي ام    در به در كوچه تنهائي ام

اي دو سه تا كوچه زما دور تر    نغمه تو از همه پر شور تر

كاش كه اين فاصله را كم كني   محنت اين قافله را كم كني

كاش كه همسايه ما مي شدي   مايه آسايه ما مي شدي

هر كه به ديدار تو نايل شود   يك شبه حلال مسايل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد    سينه ما را عطشي دست داد 

نام تو بردم لبم آتش گرفت       شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه جان من است   نامه تو خط امان من است

اي نگه ات خاستگه آفتاب       بر من ظلمت زده يك شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم       تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يارو مددكار ما      كي و كجا وعده ديدار ما

 *******

دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد     به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد

به مكه آمدم اي عشق تا تو را بينم      توئي كه نقطه ي عطفي به اوج آيينم

كدام گوشه مشعر كدام كنج منا        به شوق وصل تو در انتظار بنشينم

روا مباد كه بر بنده ات نظر نكني        روا مباد كه ارباب جز تو بگزينم

چو رو كني به رهت درد و رنج نشناسيم      ز لطف روي تو دست از ترنج نشناسيم

*******

اي زليخا دست از دامان يوسف باز كش   تا صبا پيراهنش را سوي كنعان آورد

ببوسم خاك پاك جمكران را                 تجلي خانه ي پيغمبران را

خبر آمد خبري در راه است         سر خوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيايد شايد          پرده از چهره گشايد شايد

دست افشان پاي كوبان مي روم       بر در سلطان خوبان مي روم

مي روم بار دگر مستم كند        بي سرو بي پا و بي دستم كند

مي روم كز خويشتن بيرون شوم     در پي ليلا رخي مجنون شوم

هر كه نشناسد امام خويش را        بركه بسپارد زمام خويش را

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:13  توسط رضا روزبخش  | 

فیلترشکن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:30  توسط رضا روزبخش  | 

یــــــــا مهــــــــــــدی (عج)







+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 11:37  توسط رضا روزبخش  | 

موعود از نسل فاطمه(س) است

موعود از نسل فاطمه(س) است

بر ساحل سخن

پديدآورندگان

گفتگو با: دكتر شيخ‌الاسلام‌ (مفتي‌ برجسته ‌شافعي)

مصاحبه كنندگان: رضاوابراهيم

چكيده

استقبال خوانندگان فرهيخته از دو گفتگوي شماره 50 و 51 نشريه با موضوع «موعودگرايي در اديان ابراهيمي» و با عناوين «ماشيح منجي موعود يهود» و «بازگشت مسيح»، ما را بر اين داشت تا در آن راستا به بازكاوي درونِ ديني مبحث يادشده پرداخته و در شماره پيش‌رو به بازخواني «مهدويت از ديدگاه اهل سنت» بپردازيم؛ اميد كه در سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» تحفه‌اي قابل، هدية دوستان باشد؛ «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد». از بدو ورود تا ختم گفتگو، تكّه كلامش «وحدت» و «پرهيز از تفرقه» بود: دكتر سيد محمد شيخ الاسلام كردستاني، مفتي برجسته شافعي، دبير شوراي افتاء كردستان، منتخب اول مردم استان در مجلس خبرگان رهبري و عضو شوراي عالي مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي است. نسبش به سيدمحمد زاهد مشهور به پير خضر از احفاد امام موسي كاظم(ع) مي‌رسد و مادرش از سادات حسني عراق است و خود بارها در حواشي گفتگو، با فخر و مباهات از نسب و سيادتش سخن گفت. شيخ‌الاسلام علاوه بر درك محضر علمي پدر، از مجلس درس و بحث ملاباقر مدرس بالك، ملاعبدالكريم مدرس مشهور اربيل و ديگر علماي برجسته كركوك، مريوان، موصل و ساير شهرهاي عراق بهره برد و همينك بيش از پنجاه سال است كه به امر تدريس و تبليغ آموزه‌هاي ديني مشغول است. دكتر علاوه بر عضويت در هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي سنندج، عهده‌د‌ار امامت جماعت مسجد سيدقطب اين شهرستان نيز مي‌باشد. دكتر شيخ الاسلام رأس ساعت مقرر در مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي با آغوشي باز پذيرايمان شد؛ چه ميزبان مهربان و شايسته‌اي! معارف

ادامه مطلب در:

http://zariat.blogfa.com/page/9.aspx

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:39  توسط رضا روزبخش  | 

مقالات

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:32  توسط رضا روزبخش  | 

ارتباط روحى و معنوى با امام مهدى عليه السلام

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:30  توسط رضا روزبخش  | 

ارتباط جسمانى و ظاهرى با امام مهدى عليه السلام

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:29  توسط رضا روزبخش  | 

شميم

http://shamim.valiasr-aj.net/
نرم افزار جامع مهدویت با سایت اینترنتی:
 
نواونمافرهنگ واژگانگالري عکساماکندرباره ماخروج
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 11:30  توسط رضا روزبخش  | 

مطالبی خواندنی و خوب در مورد زندگی امام زمان (عج)وشرایط انتظار و ...

http://zariat.blogfa.com/page/5.aspx

http://zariat.blogfa.com/page/4.aspx دانلود مداحی+مراثی در مورد امام زمان(عج)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 13:10  توسط رضا روزبخش  | 

تازه ها

مقدمه

در قرآن کریم از راههای متعددی برای هدایت بشر استفاده گردیده که داستانهای قرآنی یکی از آن روشهاست، زیرا همچنانکه می‌دانیم داستان سرایی از زمانهای بسیار قدیم در میان انسانها رایج بوده و انسانها با علاقه تمام و کمال، عاشق شنیدن داستان بوده‌اند، بر این اساس است که می‌بینیم نه تنها قصه‌های واقعی بلکه بازار داستان پردازان خیالی نیز رونق یافته که آثار و رمانهای فراوان در ویترین کتاب فروشیها خود دلیل محکم این مدعای ماست و باز برای ما روشن است که مشتریان قصه فقط یک گروه سنی خاصی نمی‌باشد، بلکه همه افراد جامعه از پدرپزرگها و مادربزرگها گرفته، تا پدرها و مادرها و بچه‌ها و جوانانها همه را در بر دارد زیرا همچنانکه می‌دانیم فایده داستان فقط پر کردن وقت و سرگرمی نبوده بلکه دارای مزیتهای دیگری است که در زیر اشاره‌ای گذار می‌کنیم.

مزایای داستان

تاثیر غیر مستقیم

امروزه در روانشناسی نیز ثابت گردیده که نصیحت غیر مستقیم اثرش بیشتر از پند و اندرزهای مستقیم می‌باشد چنانکه اگر اشتباهات یک شخصی، غیر مستقیم به او فهمانده شود بدون شک اثرش بسیار بیشتر از بیان مستقیم آن می‌باشد، که اتفاقا هنر قصه و داستان نیز همین می‌باشد. زیرا که با تشویق یا تنبیه قهرمان داستان بطور غیر مستقیم خواننده را به خوبیها دعوت کرده و از بدیها، متنفر می‌سازد.

به یاد ماندن طولانی

از مزایای دیگر داستان، در به یاد ماندن طولانی مدت مطلب در ذهنمان کمک می‌کند، چرا که برای ما ثابت شده معمولا داستانهایی که در زمان کودکی را شنیده‌ایم بیشتر از مطالب علمی و فلسفی و پند و اندرزها، در ذهنمان داریم، و مسائل یاد شده را در مدت کوتاهی فراموش می‌کنیم.

معرفی الگوها و قهرمانها

از مزایای دیگر قصه‌ها، نشان دادن الگوها و قهرمانهاست. زیرا همچنانکه ثابت گردیده انسانها به طور خودآگاه یا ناخودآگاه گرایش به قهرمانان دارد و سعی می‌کند همیشه آنها را برای خود در زندگیش الگویی مناسب ساخته و حرکتهای خود را مطابق اعمال و رفتار وی سازد. تا جائیکه وقتی نمی‌تواند الگوی مناسب و دلخواه خود را پیدا کند ناچارا به الگوهای پست و بی ارزش رو می‌آورد، چنانکه می‌دانیم این عمل قهرمان‌سازی در قصه‌ها بیشتر امکان پذیر است. بر این اساس است که در اکثر داستانها وجود قهرمان چه خوب و چه بد نقش اصلی را ایفا می‌کند.

مفید همه فراد جامعه

و آخر اینکه داستان برای همه افراد جامعه مفید است برخلاف دلیلهای عقلی و مطالب علمی که فقط مخصوص افراد خاصی است و مورد استفاده افراد خاصی قرار می‌گیرد.

قرآن مجید نیز به عنوان یک کتاب هدایت، که از هر راه مفیدی برای کمال و هدایت انسان استفاده می‌کند از ابزار قصه با نظر به ویژگیهای یاد شده غافل نبوده و توجه ویژه‌ای بر این روش تربیتی نموده، فلذا با بیان قصه‌های گذشتگان به این امر مهم هدایت توجه کرده حتی در برخی موارد دیده می‌شود که برخی از معارف الهی و جهان بینی خود را با داستان بیان نموده است. لازم به یادآوری است که هر چند در قرآن از روش قصه‌گویی استفاده گردیده اما قصه‌های قرآنی یک سری ویژگیهای دارند که آنها را از سایر قصه‌ها متمایز نموده است که در اینجا به بخشی از آن ویژگیها اشاره‌ای کوتاه می‌نمائیم:

ویژگیهای منحصر بفرد قصص قرآنی

هدفدار بودن

با نظر بر اینکه هدف قرآن از ذکر قصه و داستان، فقط نقل تاریخ و به تصویر کشیدن زندگی قهرمان اصلی داستان نیست بلکه غرض اصلی این است که با نقل بخشهای عبرت آمیز از زندگی پیشینیان، آن را مایه آگاهی و چراغ هدایتی برای بشر قرار دهد تا از نکته‌های آموزنده زندگی گذشتگان درس عبرت گرفته و از افتادن در مسیر گمراهی نگاه دارد و همچنین یکی از عواملی را که باعث موفقیت پیشنیان قرار گرفته را بشناساند. در خود قرآن سوراه اعراف آیه 176 نیز به این هدفمندی قرآن در قصه‌هایش اشاره دارد به این ترتیب که پس از ذکر سرگذشت بنی اسرائیل، اصحاب سبت و داستان بلعم باعورا می‌فرماید: " این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند، این داستانها را بازگو کن شاید بیندیشند" یا در سوره یوسف آیه 111 می‌فرماید: "در سرگذشت آنان درس عبرتی برای صاحبان اندیشه است".
بر اساس همین هدفمندی داستانهای قرآنی است که می‌بینیم داستانهای قرآن شرح کامل و مفصل جریان نیست بلکه، در هر سوره‌ای با توجه به هدف مورد نظر، بخشی از داستان یا شخص یا گروهی را ذکر کرده و با بیان همان بخش، نکته‌های آموزنده را نیز فروگذار نکرده و از آوردن مطالبی که پیام هدایتی ندارد خوداری شده است، به عنوان مثال می‌بینیم که در قرآن معمولا به زمان حادثه توجهی نشده چرا که نقشی در پیام داستان ندارد و یا در داستان اصحاب کهف، به سن آنها، محل غار، نحوه فرار آنان توجهی نشده چرا که پیام هدایتی خاصی را نداشته است.

بیان داستان همراه با پند و اندرز

داستانهای قرآنی با پندهای اخلاقی و مواعظ الهی همراه است به گونه‌ای که در کنار هر قسمت از داستان، نکته زیبایی را یادآور می‌شود که همین علت است که از هر داستان قرآنی، در زمینه‌های مختلف می‌توان بهره‌های زیادی برد، برای نمونه داستان آدم و حوا را می‌توان مثال زد این داستان در سوره‌های متعدد قرآن (بقره- آیات 30-39 ، اعراف آیات 10-25 ، حجر آیات 28-44 ، اسرا آیات 61-65 ، طه آیات 115-124) ذکر شده و در هر مورد به بعضی از زوایای زندگی حضرت آدم و حوا اشاره گردیده که حاوی بهترین نصایح اخلاقی است نصیحتهایی که اساس اخلاق را تشکیل می‌دهد؛ توجه به دشمنی که بسیار نیز خطرناک است و پیوسته در کمین وی می‌باشد، آن دشمنی که از راههای مختلف و با حیله‌های گوناگون، وارد می‌گردد، گاهی نیز به پند و اندرز انسان می‌پردازد و گاهی با قسم او را می‌فریبد و زمانی نیز به طور آشکار دشمنی خود را ابراز می‌دارد و همچنین یادآوری ظرفیت فوق‌العاده تکاملی انسان، تشویق به توبه بعد از لغزش و گناه و...
و یا در داستان حضرت یوسف که از بخشهای مختلفی تشکیل یافته در حالیکه یک سوره را از داستان حضرت یوسف به خود اختصاص داده، می‌بینیم که در هر فرازی، به انسانها پند و اندرز می‌دهد در جائی انسان را متوجه شر حسودان می‌نماید و در جائی دیگر از نقشه‌های شیطانی نفس در پوشاندن بدیها سخن می‌راند‌، در فراز دیگر انسان را از افتادن در مسیر شهوت باز می‌دارد و الگوی مناسبی برایش معرافی می‌نماید و علاوه بر پیامهای مختلف نسبت به فرازهای مختلفش، انسان را متوجه تدبیر الهی در به عزت رساندن افراد متقی می‌نماید. و یا در سوره قصص که غرض اصلی داستان پیامبری حضرت موسی است اما دارای نکات ریز پندهای اخلاقی نیز می‌باشد مانند ستودن حیای زنان، تمجید کردن انابه به بارگاه الهی، تقبیح نمودن دلبستگی به دنیا، و اینکه کسانی به سعادت می‌رسند که به دنبال فساد در زمین نبوده‌اند.

بیان پانونمندیها

یکی دیگر از شاخصه‌های قصه‌های قرآنی این است که هر چند به بیان داستانهای جزئی و مشخصی می‌پردازد اما آنها را به عنوان آئینه‌ای برای انعکاس حقایق مطرح کرده و موارد جزئی را به شکلی کلی بیان می‌کند و می‌فهماند که اگر در مورد خاصی خداوند عنایتی کرده و یا در جایی عده‌ای را به هلاکت رسانده یک قضیه شخصی و انتقام گیری شخصی نیست یا دیگران فقط برای مطالعه و سرگرمی بخوانند، نیست بلکه برای این است که بفهمند قوانین الهی، کلی است و شامل همه افراد بشر می‌گردد و چنانکه در آیه 22 سوره یوسف به این اصل اشاره داردکه" و هنگامی که به بلوغ و قوت رسید ما حکم و علم را به وی دادیم و اینچنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم" و یا در آیه 88 سوره انبیاء در جریان استغاثه حضرت یونس به درگاه خداوند و قبولی توبه‌اش می‌فرماید: "ما ادعای او را اجابت کردیم و از آن اندوه نجاتش دادیم و این گونه مومنان را نجات می‌دهیم."

نقل داستانهای حقیقی نه خیالی

از دیگر ویژگیهای قصص قرآنی، حقیقی بودن داستانهاست. قسمتهایی از داستان را که اتفاقاتی در آن افتاده را برای درس گرفتن دیگران نقل می‌کند و در این کتاب آسمانی به بهانه هدایت انسانها به نقل داستانهای بی اساس و تخیلی توجهی نشده است چرا که این گونه قصه‌ها در شان چنین کتابی نمی‌باشد.

البته عده‌ای به این ویژگی داستانهای قرآنی نیز اشکال گرفته‌اند که چرا در قرآن از داستانهای معروف بین مردم و یا اهل کتاب استفاده نشده هر چند که اطمینانی به درستی یا نا درستی آنها نداشته باشد و یا آن داستان افسانه یا خیالی باشد، که پاسخ این اشکال را علامه طباطبایی (رحمة الله‌علیه) چنین فرموده‌اند:
این سخن خود خطای بزرگی است البته هر چند مساله داستان نویسی صیحیح باشد اما هیچ ربطی به قرآن ندارد چرا که قرآن کتاب تاریخ و رمان نیست بلکه کتاب عزیزی است که نه در ان باطلی است و نه دست دسیسه بازان می‌تواند باطلی در آن راه بدهد ... با این حال چگونه یک دانشمند کنجکاو به خود اجازه می‌دهد که بگوید قرآن به منظور هدایت از راه باطل و داستانهای دروغین و خرافات و تخیلات نیز استفاده کرده است؟

پرهیز از بدآموزی

در بسیاری از داستانها با وجود داشتن مطالب مفید و آموزنده به گونه‌ای نقل شده که به طور غیر مستقیم دارای جنبه‌های بد آموزشی بوده به طور ناخودآگاه راههای فساد را به خواننده القا می‌کند اما در قرآن داستانها به گونه‌ای نقل گردیده که هیچ گونه اثر بد اموزی در آن نیست.

مقایسه قصص قرآن با تورات

پس از بیان ویژگیهای منحصر بفرد قصص قرآنی یک سوال به ذهن می‌رسد و آن این است که همانگونه که داستانهای قرآنی با قصه‌های غیر قرآنی تفاوتهای زیادی دارد با قصه‌های طرح شده در تورات نیز متفاوت است؟

بد نیست بدانیم که وجود قصه‌های پیامبران در تورات و قرآن در عده‌ای این توهم را به وجود آورده که منبع قرآن در ذکر داستانهای پیامبران پیشین تورات می‌باشد که پیامبر با کم و زیاد کردن، آن داستانها را در کتابش آورده است، اما بررسی داستانهای این دو کتاب ما به تفاوتهای اساسی بین داستانهای مطرح شده در این دو کتاب می‌رساند که این توهم را از بین می‌برد و آن اینکه: قرآن در داستانهای خود مقام عزت و پاکی را از آن خدا دانسته و شرک و جهل و نقص را از خدا بدور بیان می‌دارد و همچنین پیامبران را انسانهای صاحب مقام بلند در پیشگاه پیشگاه الهی و بندگان برگزیده درگاه خداوند معرفی کرده که از هر گونه بدی دور می‌باشند و دستورات اخلاقی و تعلیمات پیامبران الهی را ذکر کرده و آنها را از ظلم و جهل و ... به دور دانسته، پرچمداران توحید و متصفان به کمالات انسانی معرفی نموده. اما در تورات فعلی در جاههای مختلفی جهل و فرآموشی و ظلم را به خدا نسبت داده و در موارد فرآوانی پیامبران الهی را تحقیر کرده و نسبتهایی به پیامبران داده که چنین نسبتهایی به انسانهای معمولی نیز دور از انصاف است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 13:3  توسط رضا روزبخش  | 

جمكران

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 10:58  توسط رضا روزبخش  |